اهل البصرة اجمعين » معرفى كرده .
*
( 105 ) الق دلوك فى الدلاء . . . :
سطل خود را بيفكن در ميان سطلها .
مثل است كه در مورد برانگيختن كسى براى كسب مال و رزق به كار مىبرند .
( ر ك فرائد المنجد ، و ص 159 ج 2 فرائد اللآل ) .
ظاهرا اصل سخن مصراعى بوده از ابو الأسود دؤلى بدين صورت :
و لكن الق دلوك فى الدلاء .
* ( 106 ) قصدت محمّدا . . . :
آهنگ بارگاه محمد امين بكردم در حالى كه بخشش و احسان او را طلب مىكردم ، در نتيجه ، اميد و انتظار من به جود و بخشش او فائز شد .
امين چون مرا بديد ، بر من احسان نمود ، من نيز سطلى از ستايش خود را بر پاى او بريختم .
* ( 107 ) ليس من . . . :
كسى كه تمام دارائىاش را بدهد و در عوض ستايش و ثنا بخرد يقينا مغبون و زيانمند نيست .
* ( 108 ) رصد مأمونى :
ابن خلكان ذيل اخبار محمد بن موسى ( ص 116 ) نوشته اين رصد به امر مأمون و به دست فرزندان موسى ساخته شد .
* ( 109 ) لو علمت . . . :
اگر مردم مىدانستند كه من از بخشش چقدر لذّت مىبرم ، هرگز ، پيش من نمىآمدند جز با گناه - و گناهآلود - « 1 »
اين عبارت از زبان مأمون در « تاريخ الخلفاء » سيوطى بدين صورت آمده است :
انا و اللّه الذّا لعفو حتى اخاف ان لا اوجر عليه ، و لو علم الناس مقدار محبّتى للعفو لتقرّبوا الىّ بالذنوب . ص 322 .
* ( 110 ) اعرض طعامك . . . :
طعام و سفرهء خود را عرضه بدار و آن را براى هركس كه وارد خانهء تو شد ببخش و به آنكه [ بر سر سفرهات ، از خوردن ] خوددارى كند ، سوگند ياد كن [ تا بخورد ] و از آنكه بر سفرهء تو طعام ترا بخورد تشكّر كن و تعارف خشك و خالى نكن ، و از بخشش و احسان كم شرمنده مباش كه [ اگر تو ندهى ] روزگار پروايى ندارد [ از گرفتن نعمتها ] .
هامش
( 1 ) . الجنيّه : الذنب - ج جنايا ( المنجد ) .