و مانندى ديگر مىجويم تا مضاعف سازم و با آن جفت كنم .
*
( 122 ) ابودلامه :
زند بن جوز ، از شعراى اوائل عهد خلافت عباسى ، شاعر مخصوص اولين و دويمين و سيّمين ايشان ، سفّاح و منصور و مهدى عبّاسى بود ، به جهت لطافت اشعار و مهارت فوق العاده كه در اصول و آداب و وظائف نديم بودن داشته ، به انعامات بسيارى از ايشان نائل آمد . ( ريحانة الادب )
* ( 123 ) انّى نذرت . . . :
عهد كردهام كه اگر ترا تندرست و مالدار ، در شهرهاى عراق ببينم ، بر محمد پيامبر ، صلوات فرستى ، و دامن مرا از درم پر كنى .
* ( 124 ) حسين مطير :
حسين - اسدى ، از فحول شعراى عرب مىباشد .
براى اخبارش ر ك اغانى ج 10 ، ص 247 به بعد .
* ( 125 ) اضحت . . . :
دست راست تو خنده زد و جلوه نمود از بخششهايش كه در بيرون مصوّر است نه بلكه [ توان گفت ] دست تو ، صورت مجسّم بخشش وجود است . از چهرهء زيباى تو ، روى زمين ، روشن و تابان است ، و بخشندگى تو چنانست كه انگشتانت در چوب و درخت آب جارى مىسازد .
* ( 126 ) معن بن زائده ( م . 151 ه . ق ) :
- بن عبد اللّه بن مطير شيبانى ، ابو الوليد ، از بخشندگان عرب و از اشجع فصحاء است ، هم بنى اميه و هم بنى عباس را درك كرده ، در حق او ، و كرم و احسانش ، شاعران عرب ، داستانهاى شگفتى گفتهاند ( ر ك ابن خلكان ج 2 ، ص 108 و اعلام زر كلى ج 8 ، ص 192 ) .
« كذبت لقولك . . . »
اين حرفها را درباره من دروغ مىگويى ، زيرا كه اين اشعار را دربارهء معن بن زائده گفتهاى .
* ( 127 ) انّما معن . . . :
اى امير المؤمنين [ اگر دربارهء معن هم گفته باشم ] عمل و فعل نيك او ، برخاسته از حسنات و فعلات تو مىباشد .
و اما اين داستان حسين مطير اسدى بتمامى و مشروحا در معجم الادباى ياقوت ج 10 ، ص 166 به بعد آمده است .
و اينكه مهدى گفته است : « دروغ گفتى كه اين سخن را در حق معن بن زائده گفتهاى . . . » اشاره
دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: رضا انزابى نژاد
ص٢٠٢