اين سه بيت در ص 179 « كتاب الوزراء و الكتّاب » جهشيارى ، آمده با اين تفاوت كه بجاى « نستجير » « استجير » دارد .
*
( 60 ) احسن الى من . . . :
به آنكه در حق تو بدى كرد نيكى كن .
* ( 61 ) و اللّه لا يضيع . . . :
خداوند پاداش كسى را كه كار نيك انجام داد ، تباه نمىكند .
عبارت آيهء قرآن نيست امّا در مفهوم آيه 120 - توبه است كه :
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ .
* ( 62 ) الملوك يحتملون . . . :
شاهان همه چيز را مىتوانند تحمّل كنند و درگذرند جز سه چيز : فاش كردن راز ، بدگويى نسبت به سلطنت ، و متعرض شدن به اهل و حرم سلطان .
نزديك به اين عبارت است آنچه در تاريخ بيهقى آمده : [ . . . و پادشاه به هيچ حال بر سه چيز اغضا نكند : الخلل فى الملك ، و افشاء السّر و التعرّض للعرض ] . ص 983 بيهقى چاپ دانشگاه مشهد - و ترجمهء مروج الذهب . ج 2 ، ص 420 .
* ( 63 ) هارون الرشيد : ( 148 - 193 )
[ پسر محمد مهدى - از بزرگان و افاضل خلفا بود و عقل و ادب و كرم و فصاحت داشت . . . با شعرا فضل و لطف كردى . . . گويند فقها و فضلاء و شعراء و ادباء بر در هيچ خليفه چندان جمع نيامدندى كه بر در هارون . . . وزارت در ايام هارون الرشيد بسبب كفايت بر مكيان رونق گرفت و چون هارون خليفه شد يحيى بن خالد بن برمك را وزارت داد . . . ] . تجارب السلف ، ص 135 به بعد .
در سال 170 هارون پس از هادى به خلافت رسيد . تجمّل و جلال دربار او مشهور است . قدرت يحيى و فرزندانش جعفر ، فضل محمد و موسى ، هارون را سخت بيمناك ساخت ، چندانكه همّت به نابودى آنان گمارد ، جعفر را كشت و ساير برامكه را به زندان انداخت و اموال ايشان را ضبط كرد ( اعلام معين ) .
* ( 64 ) :
در خلفاء هيچ كس دراز عمرتر از او ( هارون الرشيد ) نبوده است . . . الا اين خليفه كه در عهد ماست ؛ در مورد اين عبارت دو مطلب گفتنى است :
1 - مؤلف دستور الوزارة اشتباه كرده است كه هارون را به درازى عمر توصيف كرده است كه هارون بيش از 45 سال ( 148 - 193 ) عمر نكرده است .
2 - با توجه به قراين زندگى مؤلف كه با اتابك سعد زنگى همزمان بوده ( ر ك مقدمه ) و درازعمرترين خليفهها « الناصر لدين اللّه » بوده كه از 575 تا 622 يعنى 47 سال