*
( 54 ) ابو العباس سفّاح :
( 104 - 136 ) نخستين خليفه عباسى است كه از 132 ه . ق تا پايان عمر خلافت كرد و در پايتخت خلافت ( شهر انبار ) درگذشت . ر ك تجارب السلف ص 93 .
* ( 55 ) ما اقبح لنا . . . :
چقدر براى ما زشت است كه دنيا از آن ما باشد ، در حالى كه دوستداران ما از احسان ما نوميد باشند .
اين عبارت در الاعجاز و الايجاز ثعالبى ، ص 77 نيز آمده با اين تفاوت كه بجاى « خائبون » ، « خالون » دارد .
* ( 56 ) لمن تطلب . . . :
براى چه طالب دنيا هستى ، اگر با آن ، نه شادمانى دوستى را مىخواهى و نه غمگين ساختن دشمنى را .
بيت از متنبّى است از قصيدهاى به مطلع :
فراق و من فارقت غير مذمّم * و امّ و من يمّمت خير ميمّم
* ( 57 ) الصبر حسن . . . :
صبر و شكيبايى نيكوست مگر به آنچه كه دين را زيان رساند يا به سلطنت خلل آرد .
اين عبارت در ص 258 تاريخ الخلفاء سيوطى با اندك اختلافى در اخبار مربوط به سفّاح آمده :
و الصبر حسن الّا على ما اوقع الدّين و اوهن السلطان .
* ( 58 ) منصور :
ابو جعفر عبد اللّه بن عباس ، دومين خليفه عباسى كه از 136 ق تا 158 خلافت كرد .
[ پادشاهى بود با عقل و حزم و رأى راست و شجاعت تمام . . . و حلمى بكمال . . . اما مشهور است كه بخيل بود و به بخل او مثل زنند . گويند چون به خلافت نشست گفت :
مىخواهم كه با اهل كوفه . . . عطا كنم ، پس مالى به ايشان بخشيد ، چون قسمت كردند به هر شخصى پنج درم رسيد او را دوانقى نام كردند . . . ] . تجارب السلف ص 5 - 104 .
بغداد را او بنا نهاد و ابو مسلم را او كشت در سال 158 در سفر حج ، در وقت احرام وفات يافت .
نيز ر ك : ص 78 الاعجاز و الايجاز .
* ( 59 ) اطال اللّه . . . :
اى امير المؤمنين ! خداوند عمر ترا در خير و عزّت پايدار بدارد . به بخشش تو پناه مىبريم ، باشد كه ما را در پناه و عفو خود گيرى كه تو پناه و حصن جهانيان هستى .
ما كاتبان و منشيان توايم و بد كرديم ، تو ما را به كرام الكاتبين ببخشاى .