مىدهم .
*
( 75 ) اعقلهم . . . :
داناترين مردم ، آدم نيكوكارى است كه از خدا يا حاكم ، ترسان باشد ، و نادانترينشان ، بدكارى است كه از عواقب بدكارىاش آسودهدل نشيند .
* ( 76 ) امين :
محمد بن هارون الرشيد . ششمين خليفهء عباسى ( 193 - 198 ) پسر و جانشين هارون - الرشيد . خليفهاى عشرتجوى و هوسباز و بىفكر بود . خلافت او اكثر در زد و خورد با برادرش مأمون عباسى گذشت . زيرا ، چون بر خلاف وصيّت پدر درصدد برآمد برادرش مأمون را از وليعهدى خويش خلع كند ، بين دو برادر كار اختلاف بالا گرفت ، عاقبت پس از چند زد و خورد طاهر ذو اليمينين و هرثمة ابن اعين ، سرداران مأمون بغداد را بمحاصره گرفتند . امين تسليم شد و طاهر او را كشت و سرش را به خراسان جهت مأمون فرستاد . ( محرم 198 ه . ق ) دايرة المعارف فارسى - مصاحب . نيز ر ك تجارب السلف ص 152 .
* ( 77 ) ام جعفر زبيده ( 145 - 216 ) :
زوجهء هارون الرشيد و مادر امين خليفه . پدرش جعفر فرزند ابو جعفر منصور خليفه بود . و ابو جعفر او را بسبب زيبايى و طراوتش زبيده ( سرشير ) لقب داد . زبيده در بغداد درگذشت . بسبب سخاوت و حمايتش از اهل فضل و ادب و كارهاى خيريّهاش از مشاهير زنان اسلام است . ( دايرة المعارف فارسى )
* ( 78 ) فلا التأنيث . . . :
ر ك توضيح * ( 26 ) باب سوم .
* ( 79 ) لكلّ خافقه سكون . . . :
هر چيز جنبنده را ناگزير ، آرام گرفتنى است .
عبارت كه حكم مثل يافته از بيتى است از متنبى :
اذا هبّت رياحك فاغتنمها * فانّ لكلّ خافقة سكونا
* ( 80 ) موسى :
فرزند امين ، كه امين برادرش ( مأمون ) را از ولايت عهد خلع كرد و بيعت مردم جهت پسر خويش بستد و او را الناطق بالحقّ لقب داد . تجارب السلف ص 153 و نيز ر ك 297 تاريخ الخلفاء .
* ( 81 ) فانّ البغى . . . :
ر ك به توضيح * ( 74 ) باب 3 .