پس ، از دلايل قضا و قدر ، و مقدّرات زندگى ، همين هست كه : خردمندان همواره در سختى زندگى مىكنند و نادانان در فراخى و خوشى عيش ، سر مىكنند .
*
( 48 ) الخلافة بعدى . . . :
خلافت پس از من سى سال خواهد بود .
حديث در ص 139 شرح تعرف به نقل از ج 3 تاج الجامع ص 36 آمده : الخلافة . . . ثمّ يكون ملكا بعد ذلك و ايضا در ص 9 « تاريخ الخلفاء » سيوطى آمده : قال رسول اللّه ( ص ) :
الخلافة ثلاثون عاما ، ثم يكون بعد ذلك الملك .
* ( 49 ) فزت :
به خداى كعبه سوگند كه رستگار شدم .
در ص 581 ، ج 1 حبيب السير آمده :
. . . و روايتى آنكه ابن ملجم صبر كرد تا امير المؤمنين كرّم اللّه وجهه در محراب ايستاده احرام نماز بست و سجدهء اول به جاى آورد و چون سر از سجده برداشت آن شقى شمشير فرود آورد و به اتّفاق مورّخان آن تيغ بر همان موضع آمد كه روز حرب خندق عمرو بن عبدودّ زخم زده بود ، و تا مغز سر آن سرور شكافته شد و امير المؤمنين كرّم اللّه وجهه گفت كه : « فزت و ربّ الكعبة » يعنى سوگند به پروردگار كعبه كه به مطلوب فائز شدم .
* ( 50 ) ارقبوا الخلافة . . . :
منتظر باشيد كه خلافت به بنى عباس مىرسد .
* ( 51 ) از جمله پارسيها . . . :
ظاهرا آمده كه پيامبر در مواردى متكلّم به كلام فارسى شدهاند از جمله حديث ما نحن فيه ، كه يك كلمه از آنكه فارسى است ، و اتفاقا دانسته نشد كه چيست : درز بيرون ، در هر صورت مفهوم عبارت چنين است :
جبريل پيش من آمد و بر او جامهء سياه بود « 1 » ، درز بيرون ( درز + بيرون ) گفتم اين كدام جامه است ، جبريل گفت : جامهء پسر عمّ تو عبد اللّه بن عباس ، جامهء خلافت .
* ( 52 ) خير الناس قرنى . . . :
ر ك * ( 35 ) همين باب .
* ( 53 ) بايّهم اقتديتم . . . :
بخشى است از حديث : مثل اصحابى كالنجوم . . .
( مثل اصحاب من چون ستارگان است هركه پى ( گيرى ) يكى از ايشان كند راه بيابد .
( ترك الاطناب ص 730 )
هامش
( 1 ) . اشارهاى دارد به جامهء سياه كه شعار عباسيان بود .