*
( 140 ) فالشّرّ . . . :
ر ك : توضيح براى ص 14 - ب .
نظير : و فى الشّرّ نجاة حين لا ينجيك احسان .
* ( 141 ) شرجگاه :
؟ معنى مناسب براى « شرج » و « شرجگاه » نيافتم ،
الّا : « شرج : بند بستن خريطه را » از آنندراج .
كه اگر سهو و تصحيفى در كتابت نباشد ناگزير بايد شكاف خيمه را منظور داشت كه بعنوان مدخل با طناب مىبندند و باز مىكنند .
* ( 142 ) فارس :
شير بيشه . ( منتهى الارب ) اما اگر از افتراس يا مجرّد كلمه كه « فرس الاسد فريسته :
دقّ عنقها - اقرب الموارد » بگيريم و شكاركننده و درهم درنده معنى كنيم ، مناسبتر خواهد بود .
* ( 143 ) و لربّما . . . :
بسا اتفاق مىافتد كه پشهها ، فيل را آزرده سازند .
مثل ، مصراعى است از ابو الفتح بستى ، كه تمام بيت با بيت ماقبلش در « حيوة - الحيوان » ذيل مادهء « بعوض » آمده :
لا يستخفّنّ الفتى بعداوة * ابدا و ان كان العدوّ ضئيلا
انّ القذى يؤذى العيون قليله * و لربّما جرح البعوض الفيلا
* ( 144 ) تشتّت الاسباب . . . :
علل و اسباب و راههاى بلا پراكنده و بسيارند ، امّا درمان يكى است .
مصراعى است از « ابو نصر عبد العزيز بن عمر بن نباتة السعدى » كه از غايت شهرت و اقبال حكم مثل پيدا كرده و از جهت انتشارش در دور و نزديك ابن خلكان داستانى نقل كرده ( ر ك وفيات الاعيان ج 2 ، ص 365 ) امّا تمام بيت چنين است :
فمن لم يمت بالسّيف مات بغيره * تنوعّت الاسباب و الدّواء واحد
* ( 145 ) يا راقد . . . :
اى كه به سبب خوشيهاى اوّل شب ، خوش خفته و آرميدهاى ، پيشآمدهاى ناگوار ، بسا كه سپيدهدمان ، كوبهء در را بصدا درمىآورند .
اين بيت همراه با :
لا تفرحنّ بليل طاب اوّله * فربّ آخر ليل اجّج النّارا
در « البيان و التبيين » و « كتاب الحيوان » حاحظ بدون ذكر قائل آمده امّا در « تمثيل و محاضره » منسوب به « عدىّ بن زيد » ضبط شده است .