چو عكسى و دروغينى ، همه برعكس مىبينى * چو كردى مشورت با زن خلاف زن كن اى نادان
*
( 35 ) لا خير فى الشكوى . . . :
شكايت بردن پيش كسى كه كمكى نمىكند ، سودى ندارد ، امّا هنگامى هم كه آدمى شكيبايى را از دست بدهد ، گزيرى از گله گزارى و شكوه نيست .
* ( 36 ) نمازى :
- . . . درست ، صحيح
نظير :
توئى نماز مرا قبله و اگر از من * جز اين سخن شنوى آن سخن نمازى نيست
( دهخدا )
* ( 37 ) سودازده با قمر نسازد :
معروف است كه ديوانه و سودائى اگر ماه و مهتاب ببيند ، حالش شدت پذيرد و اين بيتها از خسرو شيرين نظامى ناظر به اين اعتقاد قدما است :
[ خسرو ] بگفتا گر نيايى سوى او [ شيرين ] راه ؟ * [ فرهاد ] بگفت از دور شايد ديد در ماه
بگفتا دورى از مه نيست درخور * بگفت آشفته از مه دور بهتر
* ( 38 ) حبّك الشىء . . . :
زياد دوست داشتنت چيزى را ، كور و كرت مىگرداند .
حديث نبوى است . ر ك : شرح شهاب الاخبار ص 29 - احاديث مثنوى ص 25 .
* ( 39 ) السعيد . . . :
مرد خوشبخت آن كسى است كه از [ حال ] ديگران پند و عبرت گيرد . در مورد اين حديث ر ك : ترك الاطناب ، ص 47 ، احاديث مثنوى ص 67 ، در امثال و حكم دهخدا ( ص 251 ج 1 ) منسوب است به حضرت على ( ع ) :
نظير : نيكبخت آن كس تواند بود كه به ديگرى اعتبار گيرد ( جهانگشاى جوينى ) .
* ( 40 ) ثنتان يعجز . . . :
دو چيز است كه صاحب تجربه و رياضت در برابر آنها ناتوان مىشود : رأى زنان و حكم كودكان ، امّا زنان ، به سوى خواهش نفس تمايل دارند ، و كودك ، بدون افسار و عنان راه مىرود .
اين دو بيت در ص 73 ترجمهء تاريخ يمينى به « مرورودى » نام نسبت داده شده . در ص 306 « ثمار القلوب » بدون ذكر قائل ، ذيل مادّهء « رأى النساء » آمده ، با اين اختلاف كه