*
( 27 )
« قَدْ سَمِعْنا . . . :
آن سخن ترا كه خداوند را خوش نمىآيد شنيديم ، خداى ترا رحمت كناد ! از راه و سخنت بازگرد ! ( اشاره به غيبت و غمّازى است كه مورد كراهت خداوند است ) .
* ( 28 ) الامور . . . :
[ ارزش ] كارها بسته به كمال آن ، و اعمال به سرانجام آن است ، و اعتبار ادعا بسته به اظهار معنى و حقيقت آن است . عبارت در « الاعجاز و الايجاز » ص 100 چنين ضبط شده :
الامور بتمامها و الاعمال بخواتيمها و الصنائع باستدامتها .
* ( 29 ) فالشّاكر يستحقّ المزيد :
سپاسگزار درخور افزونى نعمت است .
اشارهاى هست به آيه « 7 - ابراهيم » :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
.
* ( 30 ) فيض بن ابى صالح ( كه در متن اشتباها فضل بن . . . » ضبط شده آخرين وزير مهدى سومين خليفه عباسى است . براى اطلاع از احوال وى رجوع شود به ص 129 تجارب السلف ، و ص 25 ج 6 ابن خلكان چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد .
* ( 31 ) عقول الرّجال . . . :
خردهاى مردان زير سنان قلمهاست .
اين جمله به صورت : « عقول . . . اقلامها » در ص 98 الاعجاز و الايجاز و ص 118 تحفة الوزراء ثعالبى از كلام ابو عبد اللّه وزير مهدى ضبط شده .
* ( 32 ) العلم بحر . . . :
دانش همچون دريايىست كه حكمت گوهرهاى آنست ، و قلم به سان درختى است كه سخنان نغز ، بجاى ميوهء آن درخت .
* ( 33 ) يا امير المؤمنين :
اى امير مؤمنان روى مرد دروغگو با تو روبرو نشود و زبان او با تو سخن نگويد ، و من چون سخن بگويم ، به تو به جهت بزرگى و پادشاهيت دروغ نمىگويم ، و با رعيت و افراد عادى دروغ نمىگويم كه خودم را پست نكنم .
* ( 34 ) شاوروهنّ . . . :
با زنان رايزنى كنيد ، و ليكن با رأى آنان مخالفت كنيد .
اين عبارت در نهج البلاغه ( شرح ، ج 4 ، ص 270 ) آمده است ؛
و در احياء العلوم ، ج 2 ، ص 29 مصدر به لفظ « قيل » نقل شده كه مشعر بدانست كه غزالى آن را حديث نمىداند . ر ك ص 30 احاديث مثنوى . و اين بيت از ديوان شمس ناظر به همين حديث دارد :