تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
* ( 5 ) من لم يبت . . . : آن‌كه شب را با شادمانى [ برآورده شدن ] و عده‌اى بسر نياورده باشد مزهء احسان را در نمىيابد . * ( 6 ) معاذ بن مسلم : « هرّاء ، واضع علم صرف . م . 190 ه . » حاجب بودن وى مورد ترديد است . ر ك : ابن خلكان ج 2 - ص 45 . معاذ از معمّرين است و در مورد طول زندگانى او ابياتى گفته‌اند :
انّ معاذ بن مسلم رجل * ليس لميقات عمره امد قد شاب رأس الزمان و اكتهل ال * دهر و اثواب عمره جدد . . .
ص 477 - ثمار القلوب * ( 7 ) لست يحيى . . . : هنگامى كه با يحيى برخورد كنم با او دست نمىدهم - كه اگر چنين كنم [ خوى بخشندگى او در من از راه دست دادن اثر مىكند ] من نيز دارائى خودم را تباه مىكنم . اين بيت در حكايت « سيرت يحيى » در « تجارب السلف » ص 144 چنين ضبط شده :
لا ترانى مصافحا كفّ يحيى * انّنى ان فعلت أتلفت مالى
* ( 8 ) العاشية . . . : شتر شب‌چر ، حيوان علف‌نخور را نيز تحريك مىكند - در مورد مثل كه شيوهء كسى ، ديگرى را هم بكارى تهييج مىكند ، ر ك : فرائد اللآل فى مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 7 و منتهى الارب ذيل كلمه « عاشيه » . * ( 9 ) ما سقط . . . : گرد موكب من بر روى هركسى بنشيند حقّى از او بر من واجب شود . * ( 10 ) إقتناء المناقب . . . : دست يافتن به بزرگيها و خوبيهاى ارجمند ، به تحمّل رنجها و سختيها باز بسته است . * ( 11 ) انّ المقدّم براستى كه شخص بزرگوار با وجود كارآمدگى در صنعت و هنر خويش ، به هر جا كه روى آورد [ به جهت بخت بدش ] از پيروزى و اقبال محروم خواهد بود . قائل اين بيت به نوشتهء « ثعالبى » « اسماعيل بن ابراهيم حمدونى » است . ر ك تمثيل و محاضره - ص 88 . * ( 12 ) و خير جليس . . . : مصراعى است از متنبى شاعر عرب و صدر بيت اينست : اعزّ مكان فى الدنّى سرج سابح عزيزترين جايها در دنيا ، زين اسب تندرو است ، و بهترين همدم در اين روزگار ، كتاب .
دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 155 | رضا انزابى نژاد / محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني