باب دهم در محامد اوصاف كه وزراى ماضى از آن جنس به خدمت ملوك فرستادهاند
و به موقعى تمام افتاده است جوامع تدبر ممالك و امن مراحل و مسالك به صفتى ايراد كردهاند تدارك عقلاى دهر و فضلاى عصر بدان نرسد و پاى خرد از مدارج بر معارج آن قاصر آيد . و زبدهء فحواى آن به خوبتر عبارتى در خاتمهء كتاب آورده شد مقصور بر مجامع آنچه ملوك را از آن ناگزير باشد . و چون به جوامع آن محفوف و مشتمل گردد و تباشير توفيق الهى و لطايف عنايت ايزدى قايد و رايد حركات و سكناتش شود سعادت دو جهانى عفوا صفوا بيابد :
اوّل تعظيم * 1 اوامر و نواهى خالق و دوم شفقت * ( 1 ) و عاطفت بر كافّهء خلايق و سيّم عدل كه سرچشمهء خيرات و مايه ده سعادات است « بالعدل قامت السموات و الارض . » * 2 و چهارم ادب سياسات ملك و شوكت و مهابت با مفسدان و شفقت و عاطفت بر ضعفاى مظلوم ، و پنجم آثار شجاعت و هنر سوارى كه قوائم سرير سلطنت بدان مشيّد و ممهّد است . ( مصراع )
اعلى الممالك ما يبنى على الاسل
. * 3 ، و اين چه گفته شد از لوازم جهاندارى است و چند خلال و خصال ديگر هست كه مستحسن شمايل ارباب حقايق است و پادشاهان را خوبتر آيد چون بدان زيور معالى متحلّى باشند : اوّل خلق خوش كه سبب ايتلاف قلوب و اجتماع كلمات و فهرست جوامع حسنات است و ايزد عزّ و علا ، مصطفى را عليه السّلام با آن همه فضايل و خصايل منّتى بر او ننهاد جز به خلق نيكو « و انّك لعلى خلق عظيم » * 4 و دوم حسن بهجت و لطف بشاشت كه مايهء نجح مطالب و مآرب است لقول عليه السلام