تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
جمود ، و ظلم ، و انظلام « 1 » و تقسيم رذايل از آن هشت است كه فضايل اوساط رذايل است و آن چهار است ، پس ضرورت به افراط و تفريط در آن رذايل هشت گردد . حكمت وسط است ميان خبّ و بله ، و شجاعت وسط است ميان تهوّر و جبن ، و عفّت وسط است ميان شره و جمود ، و عدالت وسط است ميان ظلم و انظلام . فصل - در حد و حقيقت اخلاق - حكمت عملى كمال نفس است كه به استمرار رياضت حاصل گردد اول شجاعت مطاوعت رايست در اقدام و احجام « 2 » به سويّت ، عفّت قلّت شوق است به لذّات حسّى ، و عدالت اجتماع جملهء فضايل است در نفس . فصل - در آنچه لوازم فضايل است از آن جمله خرد است كه فارق ميان نيك و بد است ، و رأى ثاقب كه به آن استنباط مجهولات توان كرد ، و رحمت و عاطفت كه چون شرّى به غيرى رسد بدان سبب متألّم شود ، و كرم كه چون خيرى به كسى رسد از او يا از دگرى اهتزازى و نشاطى در او پيدا گردد ، و حيا كه بدان فضيلت از كارهاى مذموم محترز باشد ، و سخا كه دوست دارد كه كارهاى نيك كند و مال بدان كس دهد كه اهليّت دارد آن‌وقت كه مفتقر باشد و آن قدر بدهد كه دربايست او داند ، و حريّت و آن شعف بر ادراك مطلوب باشد و قلّت التفات بر فوات كارها ، و خيريّت و خلاصه‌اش آنست كه ملتذّ و متألّم شود به خير و شرّ كه به غيرى رسد ، چنان كه اگر به نفس وى رسد هم آن قدر متأثّر شود . فصل - در شناختن رذايل ، اوّل خبّ و آن استقصا در فريفتارى است تا به باطل چيزى حاصل كنند يا كسى را از حليت فضيلتى عاطل كنند و بله مقابل آنست . و تهوّر حالتى است كه در اقدام بر تهاويل امور خطرناك مبالغت بيش نمايد كه در احجام ، و جبن مقابل آنست ، و شره شدّت تحنّن « 3 » به لذّات حسّى ، و جمود مقابل آنست ، و ظلم اجتماع رذايل است در نفس ، و انظلام خالى شدن نفس است از فضايل به احتمال مضرّت . فصل - در اكتساب اخلاق حميده - و آن را دو طريق است يكى استعلاى نفس ناطقه بر شهوت و غضب و نتايج آن ، و دوم تحليت نفس به انواع فضايل ، و بدان كه علم اخلاق مشابه علم طبّ است چنان كه بدن را صحّت و مرض است صحّت نفس نيز به فضايل است و مرض به رذايل ، و اطبّاى نفوس ، انبيااند ، و همچنان‌كه
هامش
( 1 ) . انظلام : ستم كشيدن و تحمّل آن . ( منتهى الارب ) ( 2 ) . احجام : باز ايستادن . ( منتهى الارب ) ( 3 ) . تحنّن : مهربانى نمودن . ( منتهى الارب )