يافتگان اين دولتند .
هادم الانجاب كه خلاف رأى و روش پيشنيان را پيشنهاد همت و تخلّف از قواعد محكم ايشان را ملتزم ذمّت خود ساخته ، به قانون غير ميمون او برات ديوان همايون را خزانهوار ضبط بايستى و خود عوض به حكام و مباشرين حواله داد . غالب يك حواله را حوالجات متعدد از خزانه صادر گشتى ، به محلى كه هزار تومان جمع داشتى دو هزار تومان حواله دادى . چنان كه به حسين خان مراغهاى مقدم آجودان باشى عساكر نصرت مآثر و صاحب اختيار فارس و يزد پانصد هزار تومان علاوه بر جمع ديوان حواله داده بودند . به اين هرج و مرج بروات ديوان همايون كه در دولت دادگر فردوس مقر از نقره خام و زر عيار تمام معتبرتر بود از بيهوده سخنان او بىمقدارتر گشت ، به نوعى كه حوالجات شاهى را تومانى كه هيجده نخود طلاى مسكوك عبارت از آن است به چهارصد دينار سياه كه پنج نخود نيم سيم مسكوك عبارت از آن است « 1 » مىفروشند غالب اين است كه نمىخرند .
* * *
[ بهاء الدين بيك دنبلى پسر آقاى عبد الرزاق بيك كه . . . ]
بهاء الدين بيك دنبلى پسر آقاى عبد الرزاق بيك كه از خواص خلوت خديو ايران است ، حكايت كند كه براتى خطير حواله ديوان را به مختصر وجهى قليل بخريدم . به حضرت اقدس شهريارى عرض
هامش
( 1 ) . اين كلمه در « م » نيست .