عليشكر و عربستان و فارس و بنادر و كرمان و گنج و مكران و ساخته شاهزادگان سيف الدوله اصفهان ، ركن الدوله قزوين ، شعاع الدوله زنجان ، عضد الدوله همدان حسام السلطنه بروجرد و ساير به مخارجى گزاف نقل به دار الخلافه داد .
يكى از مستوفيان گفتى كه توپهايى كه از قلعه محمّره نقل به مقر خلافت شد ، هر سيرى كه شانزده مثقال است به ششصد دينار رايج كه شانزده نخود نقرهء صيرفى است كرايه در ديوان محسوب شد .
تمام را بشكست و ثانيا بريخت . بقية الوجوهى كه از ديوان راهزن ديوان بماند درين بيهوده مصارف صرف شد . يكى از شعرا گويد :
نگذاشت به ملك شاه حاجى درمى * شد صرف قنات و توپ هربيش و كمى
نه مزرع دوست را از آن آب نمى * نه . . . خصم را از آن توپ غمى
* * *
[ در سال نهضت به دشت و حركت به جانب گرگان . . . ]
در سال نهضت به دشت و حركت به جانب گرگان و عزيمت تنبيه يموت و تكه و كوكلان و متمردين آن حدود غير محدود به مقتضاى جهل و جبن و عدم اطلاع از مراسم سپاهكشى و دشمنكشى اغماض و چشمپوشى از سخن خيرانديشان دولت آنقدر از عساكر به اسر و بندگى به بخارا و خوارزم ببردند كه بازرگانان اين صفحات كه « 1 » در آن حدود بودند ، حكايت نمودند كه قيمت آدمى به سه
هامش
( 1 ) . م : بازرگانانى كه ازين صفحات در آن .