تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
* * *

[ روزى در حوزه‌اى كه جمعى از ادبا و شعراى معاصر حاضر . . . ]

روزى در حوزه‌اى كه جمعى از ادبا و شعراى معاصر حاضر بودند از مهملات و مجملات و گزاف‌سرائىهاى او شطرى بگذشت و شرحى در ميان آمد از اطراف و اكناف تسفيه و تخطئه آغازيدند . يكى از آن ميان به انكار برآمد كه به اين غايت طرد و رد نشايد ، و به اين حدّ بىبهره از دانش نبايد . يكى از حاضرين بالبديهه قصيده‌اى تمام مهمل [ كه اين دو بيت از آن است « 1 » ] انشاء نمود و روز ديگر در اجتماع عام برخواند . به غايت مستحسن افتاد ، جايزه نيكو يافت . نويسندگان سير و شعراى بلاغت‌گستر از طريق تملّق و راه حاجت در مدايحش به نوعى غلوّ داشته كه قريب به الوهيّش خوانده‌اند [ اين چند بيت براى اخبار نگاشته آمد « 2 » ] . طرفه‌تر پادشاه صادق ساده‌لوح كه خاطرش از هرنوع مكايد و حيل معرّى و طينت خجسته‌اش از هرقسم مفاسد و دغل مبرّى ، تالى نبوتش مىدانند و والى ولايتش مىخوانند . حين التحرير يكى از محارم خلوت خاصش حاضر بود . گفت تالى چرا نوشتيد . مكرّر مىفرمايند كه رسول خداى را بعد از پنجاه و اند از عمر يك مرتبه معراج حاصل آمد ، جناب را هرشب معراجى « 3 »
هامش
( 1 ) . عبارت داخل پرانتز فقط در نسخه « ح » آمده و از آن پس جاى اشعار سفيد مانده است . ( 2 ) . عبارت داخل پرانتز فقط در نسخه « ح » آمده و از آن پس جاى اشعار سفيد مانده است . ( 3 ) . م : معراج