تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
راحت شماريد . بر الحاح بيفزودند و از مآل مخالفة الملوك نار فى الاجل و عارفى العاجل نينديشيدند . هنگامه جنگ در كوفتند . اطراف و جوانب منتسبان شاهى فرو گرفتند ، سنگرها ساختند و . . . « 1 » پيش كشيدند . درسى محل و مكان اين مختصر قشن جنگ را پذيره و ساخته گشتند . شورش و يورش برخاست . باران بلا باريدن گرفت . پيك آجال دويدن آغاز داشت :
پيك قضا بداد به جان‌ها پيام مرگ * شد استوار بر هدف جان سهام مرگ
هياهنگ باغبان فارس و هياهوى فارسان آذربايجان سپهر اخضر و كره مدوّر را فرو گرفت . حفّاران كازرانى « 2 » و نقابان ارسنجانى بن ديوار و اطراف جرار منازل و مساكن افواج كه قريب ششصد مرد بودند حفره آغازيدند . اكناف ابواب و بيوتات ايشان را چون دل ستمديدگان سوراخ سوراخ نمودند . سربازان جان به دست مردمى داده مردانه بكوشيدند . حسين خان نظام الدوله چون سدّ استوار و كوه برقرار در ميدان جنگ و محلّ طيران گلوله تفنگ بايستاد . عزيز خان سرتيپ مكرى كه قانون كتاب نبرد و دلاور مرد است :
سپهرش ستوده به مردانگى * خرد از وى آموخت فرزانگى
چون برق جهنده و شير درنده گاه در جنوب قتال نمودى ، گاه در شمال جدال ، گاه سمت شرق محصورين بديدى ، گاه به طرف غرب بدويدى . تا جمعى از فارسان فارس كه شماره ايشان نزديك به
هامش
( 1 ) . يك كلمه خوانده نمىشود . ( 2 ) . كذا فى الاصل