تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
تا چه كند زين سپس گردش اين نه رواق . سخن را به نكاتى چند كه در ضمن اين حكايت مندرج است ختم بكنم . طلب زيادتى در جاه بيشتر از قدر خود موجب هلاكت است : من ارى قدمى اراق دمى . چنان كه همى بيند بيشتر چهارپايان تندرو به‌رو روند و نباتات زودرس زود نابود شوند . حكيمان گفته‌اند : رفتن و نشستن به از دويدن و گسستن است . ببينيد كه جمادات مستعد كه به سالها زينت شوند به دورها با قدر و وفا بمانند . با بىمبالاتان مياميرند و از ايشان مجتنب و محترز باشيد كه گفته‌اند : هركه خود را نپايد ديگرى را نشايد . بدانيد كه هردولت كه به غايت كمال در جاى خود برسد به زوال نزديك است :
ميانه‌رو باش اى پسر كمال مجو * كه مه تمام نشد جز ز بهر نقصان را
اگر به عمل ديوان افتادند مال خود و مردمان به ديوان به گمان خدمت و استيفاى منفعت آجل ندهيد كه : الشفقة للملوك شوم . خردمندان راست كه شفقت در كار پادشاهان و مال ايشان خضاب در شباب و چراغ در آفتاب است . چه سلاطين شوكت آئين بحرى شگرف را مانند كه هرچه در آن ريزند در تارا در شمار نيايد ، هرچه بردارند قصورى بر آن راه نيابد . صدق اين سخن را در انقلاب دو دولت و انتقال دو . . . « 1 » معين ديديم . همچنين خسران و زيان بىمبالاتان را كار حسين خان نظام الدوله كارنامهء آيندگان بايد . گويند فرستاده از حاكمى نزد ابن خطاب آمد . خليفه از گفتار و
هامش
( 1 ) . افتادگى دارد .