تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
عوراتش در ميان جوانان ناجوانمرد مكشوف العوره و گشاده‌رو . . . « 1 » بگوئيد قريب چهل روز اين معامله معمول بود . اشدّ از اين ايلات در بيرون گردنده زياده از شصت هفتاد قريه و قرا را چنان از صورت و آبادانى و عمارت بيفتاد كه به سال‌ها صورت اول نخواهد يافت . از يك ده كه « سيون » گويند قريب پنجاه هزار تومان مال برفت . طريق آمد و شد چنان مسدود بود كه زمانى طولانى از مقر خلافت و سره سلطنت به چنين مملكت خبر رسيد و از اين فضيحت به دربار خلافت . عجب‌تر آنكه اولياى دولت به استكشاف اين جرأت و نرسيدن خبر اين‌چنين مملكت به اين همه مدت برنخاستند . بر پادشاهان معدلت بنيان كه پاسبانان خلايق و حارسان خلايق در مضايقه گماشتن محتسبان و منهيان نه پنهان به اطراف براى استكشاف احوال و اعمال مردمان از حاكم و محكوم و ظالم و مظلوم خاصه در سرحد و ثغور و ولايات از مقر سلطنت دور به غايت لازم است . چون اشرار و مفسدين و الواط از كار شهر و ايلات و ضباط از كار بلوك و توابع فراغى حاصل داشتند ، به حكم جنسيّت و سنخيّت به رسل و رسايل طوايف و قبايل فراهم گشتند . با مفسدين شهر . . . « 2 » به احتشاد و اجتماع تمام اطراف نشيمن خسروشاهى بگرفتند . مأكول و مشروب را بر ايشان مقطوع داشتند . هرچه به دامان تشفّع و تضرع درآويختند كه به چه جرم خون ما را مباح مىدانيد و به چه صلاح جنگ ما را
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا .