تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
راند . از غايت انقياد امتثال واجب شمرد . او برفت و فتنه‌ها برخاست . بقية الوجوهى كه از اندوخته خاقان رضوان مكان بازمانده بود ، به ترتيب سپاه مأموره به خراسان صرف شد . بالجمله خزانه خالى و سپاهيان در قيد نكال و و بال و گرفتارى محروسه ملك از حليهء آبادى و امان عارى . ازين پس چه بازى كند روزگار . درين سال خداوندان مال و مكرمت و خانه خدايان مجد و مقدرت را از خراسان و عراق به اتهام سپرده آصف الدوله الهيار خان به تكاليف ما لا يطاق مصادره نمودند . پروردگان دامن امنيّت و امان را در قيد نكال و بند ضلال سافل فطرتان سفاف نهاد و ناجوانمردان ناپاك اعتقاد مقيّد خواستند . مجهول نسيان و معلول حسبان بر خانوادگان قديم : لا فخر فى العظم الرميم خوانان ياران و نازان صدور و اشراف در بوته تنگدستى و سختى گدازان :
داء قديم و امر غير مبتدع * جور الزمان على اهل مرادات
كتبيه‌هاى ديرينه كه در خباياى سيّئه حسّاد به وديعه نهاده بودند شحنه بيداد و شبگرد افساد هادم الانجاب در چهار سوق هتك و فتك ظاهر ساخت . خروش و ولولهء جوش و زلزله در جهانيان حادث آمد . خلايق فرياد :
ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ
« 1 » برآوردند . و لاول و زلازل در اماكن و منازل اصحاب انزوا درافتاد . از هركاشانه و خانه بانك : فناحت عليها من البلوا النوايح برآمد . هم خوابگان مهد شادكامى و شادى در بستر فضيحت و
هامش
( 1 ) . سورهء هود ، آيهء 117 .