بود بشنيد كه با وكيل مخارج خود از درهمى معدود حساب همى جويد . خلعش بفرمود كه لايق خلافت و شايستهء ولايت نباشد ، ولايت عهد به معتصم برادر خود داد .
* * *
[ در صدر اين صحيفه مجملى از آنچه از بازماندگان شاهنشاه . . . ]
در صدر اين صحيفه مجملى از آنچه از بازماندگان شاهنشاه پاكدين پاك نهاد كه رحمت بر آن تربت پاك باد ، مردمان را دست داد اشارتى « 1 » برفت و از برخاستگان اين دولت و مقام يافتگان در اين حضرت كه هريك بىرنج و شكنج گنجها مالك شدند و ذخيرهها اندوختند كه قوهء مدركه تصوير و تحرير آن را قاصر است . بلى آنچه در هفتاد سال دولت و سلطنت قاجاريه را جمع آمده بود بدون رنج حساب و بيم احتساب ببردند .
* * *
[ ميرزا خداداد علىآبادى سررشتهدار معاملات آذربايجان به . . . ]
ميرزا خداداد علىآبادى سررشتهدار معاملات آذربايجان به دوستى از خود نوشته بود كه اگر وضع و محاذات آذربايجان خواهيد زمين براى دفين به زرعى پنج تومان رسيده است .
* * *
[ مشاهد است هرمسكينى كه به حوالى ايشان رود و . . . ]
مشاهد است هرمسكينى كه به حوالى ايشان رود و از كوچه ايشان بگذرد البته خسران و زيان بيند و معلوم باشد كه هم چنان كه خط در اوّل حالت پريشانى دارد و غير منتظم است به مرور و اكتساب
هامش
( 1 ) . م : بشارتى .