تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
گر تو سنگ صخره و مرمر شوى * چون به صاحبدل رسى گوهر شوى
تهيدست محتاج حتى المقدور طمع در مال تو خواهد ، بهر حيله و وسيله كه داند و تواند از مال تو طرف و تمتّع طلبد :
ملحد گرسنه در خانهء خالى و طعام * عقل باور نكند كز رمضان انديشد
* * *

[ از نو دولتان كناره گير . بدان كه نو دولت را خير نيست . . . ]

از نو دولتان كناره گير . بدان كه نو دولت را خير نيست :
نيست تاوان بر سرشك ابر و تاب آفتاب * گر ز شورستان و سنگستان برون نايد گياه چو منعم كند سفله را روزگار * نهد بر دل تنگ درويش بار
نعوذ باللّه من اللئيم اذا قدر ، من خود خسران اين دو فرقه را محسوس و مشهود بديدم . معين است كه شخص گرسنه و عطشان را اگر خروار طعام و انبار شراب دست دهد تا خود ادراك سيرى و دفع تشنگى نكند هركه قصد كند روا ندارد . گمان كند كه تمام را خود تواند خورد و نوشيد . بر خلاف اينان ، آنان‌كه خانوادگان قديم‌اند چون مردم سير و سيراب مانند كه هرچه از كوزه و كاسهء ايشان صرف كنى مضايقت نكنند و به نظر نيارند ، زيرا كه نمو دولت و نماى در حشمت ايشان را مانع از دنائت در مال و خساست در منال است . * * *

[ گويند مأمون عباسى از عباس پسر خود كه وليعهد خلافتش . . . ]

گويند مأمون عباسى از عباس پسر خود كه وليعهد خلافتش