تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
اوست . به كمال محاسن او احدى را مجال انكار و محلّ گفتار نيست . يكى از اربابان ملك و اعيان ملك را با جناب جلالت و سيادت نصاب او سمت سوابق دوستى بود . به او از ظلم و عدوان هادم الانجاب شرحى مشروح - چون وقتى به معلمى او منسوب بود - بنوشت . شفاعت و توسطى درخواست كرد « 1 » وقتى حاجى معزى اليه كه : صورتش چون گور كافر پر حلل ، اندرون قهر خدا عزّ و جل بود . تبديل خلّت بر خليل دست داد . بنيان مخالطت را خلل راه يافت . از منطوق المجالس امانات و المكاتبات امانات تخلف نمود . همان مكتوب كه تعريض بر تقبيح و قبايح هادم الانجاب داشت به هادم الانجاب بفرستاد و آن بيچاره را بخواست و آن نامه را بخواند . مسكين را مجال انكار نماند . پس از تعذيب و تنكيل و ضبط سامان و نزول از خانمان از موطن و مسقطش ساقط و زايل خواست . * * *

[ حفظ اين دقايق اختصاص به خدمت ملوك و ارباب دول . . . ]

حفظ اين دقايق اختصاص به خدمت ملوك و ارباب دول ندارد . در جميع موارد وارد است : استر ذهبك و ذهابك و مذهبك . بايد بر فنون حيل آگاه باشد . تا اگر بدخواهى حيله‌اى انديشد بداند اگر حاجت داعى آيد به كار برد كه : الحيلة انفع من الوسيله . حكايت حسن صباح و خواجه نظام الملك برين مدّعا برهانى نافذ است : آن حكايت از خواجه به اين روش مسطور است كه در سنّ صبى پدرم مرا به تحصيل علوم و اكتساب رسوم از طوس به نيشابور
هامش
( 1 ) . ح : داشت .