چو باد حمله بره همچو كوه حملهپذير * چو رعد نعرهزن و همچو برق تيغگذار « 1 »
و قوم ترى ارماحهم مشعوفة * يوم الوغا بمواطن الكتمان
با عزمى ثابت و خرّمى كامل :
باره در زير ران چو هيكل چرخ * چتر را فراز سر چو خرمن ماه
بر آن طاغيان ياغى و متمردان بدينسان تا آخر ميمنه و مرغاب كه زياده از صد « 2 » فرسنگ است بتاخت . هر روز دستبردى شايان و فتحى نمايان بفرمود :
سنانش همى مرگ را چنگ داد * خدنگش به خون ريگ را رنگ داد
و كم من طريح بالعراء مجدّل * و كم من جريح بالدمّاء مضرّج
آنقدر پسران شيرين لب و كنيزكان شيرين دهان حلى و حلل زر و گوهر به پادشاه بفرستاد كه عرصهء هرات معدن قند و نبات و مخزن زر و گوهر گرديد .
* * *
[ از خصايص هادم الانجاب بسيار خوار كه البطنة تذهب الفطنة . . . ]
از خصايص هادم الانجاب بسيار خوار كه البطنة تذهب الفطنة حين الاكل بد خوراك و بىباك چنان كه طعام به كام دارد سخن سرايد
هامش
( 1 ) . اين دو بيت در نسخهء م نيست .
( 2 ) . اين كلمه در نسخه م نيست .