تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آلات پيكار و ادوات كار زار كه در آن دولت فراهم است هيچ يك از ملوك ما تحت افلاك و حكم روايان عرصهء خاك را ميسّر نيست . از روندگان و آيندگان به لندن بشنيده‌ام كه در يك ميدان به يك نظر شصت هزار عرّاده توپ ديده‌اند . بقيه ملزومات را برين قياس ، قياس توان نمود . چنين ناروا سخن صدور ننمايد مگر از خفّت و قصور عقل و غلبه و بسيارى جهل و جنون :
ز احمقان بگريز چون عيسى گريخت * اى بسا خون‌ها كه از احمق بريخت رنج كورى و كرى از ابتلاست * ليك رنج احمقى قهر خداست
مكنيل وزير مختار در ايران گفتى كه اگر ركاكت اين لفظ نبود ، اين سخن را كازات به جميع دول و ولايات « 1 » مىكرديم و به ربع مسكون مىپراكنديم تا جهانيان اعتبار گيرند ، مصداق اين مثل فارسى كه هيچ‌چيز شرط هيچ‌چيز نيست مشهود شود ، و مصداق المرء مخبوء على « 2 » تحت لسانه مشاهد آيد و دليل خفت « 3 » عقل المرء قوله مكشوف گردد . نيكو سخنى است :
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
* * *
هامش
( 1 ) . اين كلمه در « ح » نيست . ( 2 ) . كلمه على زائد است اما در هردو نسخه موجود است . ( 3 ) . اين كلمه در ح نيست .
دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 107 | سيد على آل داوود / ميرزا مهدى نواب طهرانى