تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
مردان آب شده بود تا شب تاريك ظلمانى با عالم نورانى مبدل گرديد و علم عالم آراى خورشيد را بر بالاى كوه برافراشتند و مرغان سحرى بر سر منبر شاخسار خطبهء خورشيد جهانگير خواندند . آن دو سپاه جرار همچون شيران شكار عزم آوردگاه كردند و از هر دو جانب غرق سلاح گرديدند و مركبان كميت و ابرش و بور و سياه قيطاس را در زير زين كشيدند و از هر دو جانب چتر شاهى برافراشتند و تختى زرين بر سر پيل سفيد ترتيب كردند و قلب و جناح و كمين‌گاه از ميمنه و ميسره راست كردند ، كوس حربى فرو كوفتند و ناى برنجين در دميدند و دبدبهء كابلى و سپيد مهرهء هندى در آواز درآوردند . مؤلف اخبار روايت مىكند كه چون هر دو لشكر از كار راستى حرب باز پرداختند از يك جانب سيصد هزار مرد و از يك طرف دويست و پنجاه هزار مرد مقابل يكديگر بايستادند و از هر دو جانب منتظر بودند تا كه آهنگ ميدان كند و حق تعالى كلاه دولت و فرصت بر سر كه نهد . اول كسى كه عزم ميدان كرد سوارى بود بر مركب سيه قيطاسى بر نشسته بود و جلى از اطلس بر پشت مركب انداخته ، و پيش بند پولاد بر پيشانى مركب بسته ، و خفتانى سبز در بر كرده ، و كلاه خود زر اندود بر تارك سر نهاده ، و عصابهء شاهى بر كلاه خود انداخته ، و ساقين و ساعدين بر بسته ، و موزهء پولاد در پاى كرده ، زره داودى بر بالاى خفتان پوشيده ، و سپر پولاد از چپ در آويخته ، و دو تيغ هندى و عربى از چپ و راست در آويخته ، و نيزهء خطى سنان زهرآلود بر گوش مركب راست كرده ، بدين صفت و آيين مركب در ميدان جهانيد و سراپاى ميدان بگرديد و نعره‌يى زد چنانك هر دو سپاه بشنيدند ، و گفت هركه مرا داند داند و هركه نداند بداند منم شاه شجاع يمنى فرزند شاه يمن و طايف و عدن بنام شاه سرور يمنى . اى ايرانيان ، بچه دليرى و پهلوانى پاى در مرغزار شيران نهاده‌ايد و در ملك يمن درآمده‌ايد ؟ اكنون هركه از شما پهلوان‌تر و مبارزترست بميدان من درآييد تا مبارزت و پهلوانى اهل يمن مشاهده كنيد . تا او در اين سخن بود سوارى
داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 384 | مولانا محمد بن احمد بيغمى