و ديگر فرعون موسى ديد كه آتشى از جايگاهى برخاستى و بر آسمان شدى و به ناحيت قبطيان افتادى و همه را بسوختى . او كاهنان و جادوان را بخواند و از آن خواب بپرسيد . ايشان گفتند كسى بزايد كه هلاك مردم تو بهدست او بود . او نيز همچنين كرد كه نمرود و هر نرينه كه از بنى اسرائيل مىزاد مىكشت . چنانك خداى عزّ و جلّ مىگويد :
« يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ »
« 1 » ، تا زادن موسى صلوات اللّه عليه ، و آن قصّه كه شنيدهاى .
باب اندر آنچ آمده است كه گويند كه خواب بر آن گونه بود تفسير كنند
كرمانى گفت برخى مردمان گفتند كه خواب چنان شود كه تفسير كنند اندر آن وقت كه خواب ديده بود ، امّا ز قول كسى كه اين علم داند و حكمت شناسد . پس اگر ندانى كه آنچنين هست [
a
30 ] يا نه اندر هيأت و كار او نگاه كن و گفتار او را با اصلهاى كه تو دارى قياس گير . اگر راست آيد بدان كه راست گفته است ، و اگر بر خلاف آن بود بدان كه آن كردار ديوست .
و بدانكه خواب ديدن را اصل بدان نگردد كه كسى آن را بر گونهء ديگر تفسير كند كه هيچكس نتواند خواب بد را نيك كردن و نه نيك را بد ، نبينى كه فرعون « 2 » چون معبّران را بخواند و خواب عرضه كرد گفتند اضغاث احلام است .
اگر به گفتار كسى خواب باطل گشتى ممكن كه آن خواب باطل شدى . امّا تعبيرى كه يوسف پيغمبر كرد عليه السّلام كه گفت خواب حقّ بود و ناچار كه پرسد هرگه كه بود و بدين دليل حقّ است كه خواب به گفتار كسى از كس بنگردد ، و امّا بازين همه سخن نيك به فال و مرغوا بايد داشت .
* * *
هامش
( 1 ) - ابراهيم / 6
( 2 ) - اصل : فروعن .