باب اندر رفتن خوابها
گفت اگر نه آن بودى حالها [ ى ] اين كارها كى ياد كرديم از يكديگر پراگنده شدست پايه و خطر بيرون آمدن خواب پراگنده بگشتى و از گندم و جو و كاه و انگبين و شير و خرما و پشم و كنجد و آنچ بدين ماند يك چيز پسنديده بودى ، و بايد كى بدانى .
و همچنان تفسير اندر زنان و مردان و خواستهاى كى ياد كرديم پراگنده كردن است و همچنين پراگنده گردد هر چيزى ازو ، و اندر تفسير نخستين « 1 » ياد كرديم و دو ناسازگار با گوهر آن كار ، و اين از پس ياد كنيم اگر خدا خواهد .
باب اندر عبادت و نيّت
چون خوابى پيش آيد كى تو روى آن ندانى اندر تأويل و خداوند خواب گويد چنان ديدم كى نماز مىكردم مراورا بپرس كه اندر نيّت تو آن نماز كى مىكردى فريضه بود يا فضيلت .
يا اگر گويد كى نخجير يافته بود مىبپرس كى اندر نيّت تو آن نخجير از بهر گوشت گرفته بودى يا از بهر زنده داشتن . از بهر آنك اين همه مختلف گردد .
يا گويد چنان ديدم [
b
28 ] كه سفر همى كردم او را بپرس كه اندر نيّت چنان داشتى كه به فلان جاى رفتنىء يا به جاى ديگر . اين همه آن است كه از نيّت خداوندش بگردد .
باب اندر نامها و معنيها
گفت اگر خداوندش نيّت خويش نداند بهنام برگير ، چنانك اگر نام خداوند
هامش
( 1 ) - به توضيح صفحهء 53 مراجعه شود