تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 52

مساهمون:

صخوابگزارى ٥٢
خواب يام « 1 » آنك به فال برآمده بود . فضل بود بدان كه اندر آن كار افزونى بود ، و اگر نام سالم بود سلامت باشد ، و اگر مرّه بود تلخى بيند ، و آنچ بدين ماند از نامهاى نيك و بد .

باب اندر كار و پيشهء مرد

گفت اگر نام نبود پيشه برگير و حكم بر آن بكن ، چنانك اگر آهنگر بود بنگر كه آن پيشه را اندر خواب به چه باز خوانند ، و اگر درزى يا گازر بود همچنين . اگر اين به كار دارى ترا درست گردد ، وسّلام « 2 » .

باب اندر جستن تأويل

اگر بدين دلايل كه ياد كرديم نتوانى دانست بيرون آوردن خواب رنج مبر و چيز بىاصل مگو و خود را به دست فروگير كه بهترين خواب آن است كه چيزى كه ندانى گوئى كه ندانم .

باب اندر شرح همّت

بدان كه از اصل تأويل بيشين چيز بنگردد ، و اگر حالهاى مردم بگشتست اندر همّت و ادب « 3 » و برگزيدن اين بر دين ، و از بهر اين هرچ اندرين بود . امّا امروز تفسير برين جهانى [
a
29 ] همىافگنيم كه مردم را تيمار اين جهان بهتر است مگر اندك مايه مردم را از خداوندان دانش و نخد « 4 » كه دين بر دنيا گزيده‌اند .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل . ظاهرا لهجه گونه‌ايست از « يا هم » . ( 2 ) - كذا در اصل ( ظ - و السلام ) . ( 3 ) - اصل : آدب ( شايد : آداب ) . ( 4 ) - در اصل كلمه‌اى است به اين شكل ( ؟ )