باب اندر تفسير نخستين « 1 »
كه چون ياران پيغامبر عليه السّلام خرما ديدندى به خواب تفسير آن گفتندى شيرينى دين بود . چون انگبين ديدندى گفتندى كردار نيك بود و علم و شيرينى او اندر دل . پس امروز آن همه شيرينى مردم را از بهر اين جهان است . پس ما گفتيم خواستهاى « 2 » بود يا روزى . پس كار ازين كن .
باب اندر قياس
كرمانى گفت كافر بود كه خواب راست بيند تا حجّت بود خداى را بر وى .
نبينى كه فرعون هفت گاو ديد كه يوسف پيغامبر او را تفسير كرد و اندر قرآن قصّهء آن معروف است و راست گشت .
و بختنصر به خواب ديد كه پادشاهى از وى بخواهد شدن و خواب او درست گشت ، چنانك دانيال تفسير كردش .
و كسرى انوشروان اندر خواب ديد كه پادشاهى ازيشان خواهد شدن و محمّد عليه السّلم پديد خواهد آمدن و خواب او درست گشت .
و نمرود بن كنعان اندر خواب بديد كه پادشاهى از وى بخواهد شد و خواب او آن بود كه ستارهاى را ديد از ستارگان روشن كه از آسمان به نزديك زمين فرود آمدى و روشناييش بسيار جاى بتافت . پس [
b
29 ] جادوان و كاهنان را بخواند و از آن بپرسيد .
ايشان گفتند مردى از مادر بخواهد زادن كه بر پادشاهىء تو بيرون آيد و پادشاهى از تو باز ستاند . او همه زنان و مردان را از يكديگر جدا كرد و هر زنى را كه آبستن بود بر سر موكّل كرد تا هر نرينه كه مىزاد مىكشتند تا خداى تعالى تقدير چنان كرد كه ابرهيم عليه السّلام از مادر بزاد و به دست ابرهيم او را هلاك كرد و قصّهء او دراز است .
هامش
( 1 ) - ترتيب مطالب براساس نسخه به همين طرز است ، و اشاره به تفسير نخستين در صفحهء 51 ظاهرا به اينجا مربوط نيست .
( 2 ) - اصل : خواسيه