نه خواب تود ، و نه خوابى كه زن آبستن بيند در ماه زادن ، چه خواب ايشان از سر انديشهء [
a
27 ] بسيار بود ، و نه خواب ترس رسيده . و روز يكشنبذ خواب نبايد گزاردن .
پسر سيرين روز چهارشنبذ خواب بگزاردى . گفت خواب مردى كه با كسى به جنگ بود درست نباشد تا ازان جنگ بيرون نيايد .
پسر سيرين گفت اگر خواب را بازگفتن در توقّف نهى تا سيم روز بهتر بود .
گفت خواب مرد به خواب زن نماند ، و نه خواب آزاد به خواب برده ، و نه خواب مسلمان به خواب كافر ، و نه خواب مسافر به خواب مقيم ، و نه خواب بيمار به خواب درست ، و نه خواب ترسناك به خواب ايمن ، و نه خواب شب به خواب روز ، و نه خواب جاهل به خواب عالم . اين هريك را تأويل بر حدّ منزلت و طبقات و اوقات باشد .
پس آخر بهار « 1 » هيچ خواب دروغ نگردد . و در زمستان صعبخواب حديثى بود كبوتر ماده و زنى بود كه مردم او را دوست دارند آزاد و برده ، و بود كه بسيار بيند و آن مهترى بود كه بيابد .
اگر كسى بيند كه چند كبوتر در كنار او افتادند يا طاوس ماده زنى بود عجمى بسيار خواسته و بسيار مردم . از بهر آنك گوهر طاوس عجمى است و طاوس بر پادشاهى بود عجمى .
امّا كبك ماده زنى بود نيكو ، و لكن هرگز خو با مردم نكند . و بر گونهء ديگر تفسير كبك آن بود كه مرد گوش به پسر دارد ، و او را دخترى آيد سخت نيكو .
امّا ماديان زنى بود آزاد شريف ، از بهرآنك بهترين خواستهاى اسپ ماده است ، آزاد زنى بود [
b
27 ] آزاد دون از بهر آنك چادر و ازار آلت زنان است ، يا پرستارى بود عجمى يا در خانه زن بد . . . . « 2 » بستر زنى بود كه هركس را اندرو طمع بود و بلايه « 3 » گونه باشد .
* * *
هامش
( 1 ) - اصل : بها .
( 2 ) - دو كلمه به علت سائيدگى محو شده است
( 3 ) - اصل : بلابه