تأليف رفته تا حقايق اصول و دقايق فروع اين [ علم ] از آن مستفاد گردد . »
پس جاى ترديد نيست كه امام فخر را كتابى در علم تعبير بوده است و ضبط حاجى خليفه از موارد اشتباه و سهو نيست و از كلمات « در ديباچهء آن مىفرمايد » مىتوان استنباط كرد كه عبارت نقل شده از امام فخر به توسط ابرقوهى عين مطلب است نه ترجمهء آن از زبان عربى . لذا مىتوان مطمئن بود كه تعبير خواب امام فخر به زبان فارسى بوده است و اگر تمام خطبه ( مقدمهء ) كتاب وجود داشت از تطبيق عبارت نقل شده به توسط ابرقوهى با متن خطبه قطعيت امر تحقق مىيافت .
ضمنا وحدت روش تقسيمبندى كه امام فخر در باب علم تعبير در كتاب مشهور خود موسوم به « جامع العلوم » ( ستينى ) پيش گرفته و در « التحبير » هم همان رويه بطور مبسوطتر اتخاذ شده است [ و اين هر دو تطابق دارد با روشى كه امام فخر در مقدمهء التحبير گفته بوده ( يعنى قسمت فاقد در نسخهء ما ) و ابرقوهى آن مطلب را به نقل از رازى در خطبهء خود آورده است ] مىتواند قرينهاى ديگر باشد بر اينكه اين اوراق از تأليفات امام فخر رازى است .
اينك مائيم و اوراقى چند از يك نسخهء خطى موسوم به « التحبير فى علم التعبير » به زبان فارسى كه نسخهء موجود آن به قرينهء خط و كاغذ از قرن هفتم / هشتم هجرى است و با توجه به آثار ورق شمار قديم كه بر بالاى اوراق باقى مانده است چيزى قريب به يك چهارم از اصل تأليف در دست است و بقيهاش از ميان رفته است .
بارى ، اين تأليف را به احتمال قوى ، با قرائن موجود ، تا زمانى كه دلائل مخالفى به دست نباشد به استناد ضبط حاجى خليفه و ذكر ابرقوهى در « تعبير سلطانى » مىتوان از تأليفات امام فخر دانست و عزيز شمرد . اگر هم روزى روزگارى معلوم شد كه از امام فخر نيست باز به علت
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة التحبير 14
مساهمون: فخر الدين الرازي
صالتحبير ١٤