تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 377

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٧٧

باب رؤية المقعدة اندر ديدن نشستگاه

اگر بيند كى هيچ پاى او به كار نبودى يا پاى بر نتوانستى گرفتن ضعيف شدن كارى بود كى مىجويد از نيك و بد . اگر بيند كى به چوبى همىرود زود به كارى رسد كى مىجويد از نيك و بد به يارى كس ديگر .
باب رؤية المنى [
a
175 ] اندر ديدن آب پشت اگر بيند كى او را سبوى دادند پر از آب پشت او را خواسته‌اى بسيار بيابد « 1 » . اگر بيند كى يك سبو آب پشت از او جدا شد او را خواستهء بسيار گردد . آب پشت اندر تأويل خواسته بود بر قدر افزونى و كمى آب .

باب رؤية الموز اندر ديدن بادام « 2 »

بادام جويندهء اين جهان را خواسته بود و جويندهء آخرت را دين ، و هيچ ترشى طعم و زردى رنگ او زيان نگردد - و اگر به وقت آن بينى و اگر بىوقت ، چى درخت او بهترين درختان است و برگ او بهترين برگها .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( 2 ) - مترجم « موز » را ظاهرا « لوز » خوانده و بادام ترجمه كرده است . « زردى رنگ » و صفت « برگ » قرينه است بر آنكه موز مرادست و مخصوصا كه لفظ در كتاب ميم آمده است .