تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 368

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٦٨
مرده‌ام و خداوند خواب همچنان پندارد كى بمرده است دليلى بود بر صلاح كار آن مرده بدان جهان . پس اگر بيند كى مرده او را خبرى داد اين جهانى نعمتى ياود از جايگاهى كى هيچ گوش ندارد . پس اگر آنك او را داد سخنى بود يا علمى يا پندى يا وصفى « 1 » او اندر دين صلاح ياود بر آن حدّ كى دادن او بود ، و هر باطلى كى از مرده بيند نه خواب [
a
171 ] باشد . كرمانى گفت اگر بيند كى چيزى به مرده داد از خوردنى او زيانى بيابد اندر خواسته . پس اگر آنك او را داد پوشيدنى بود و باز كرده نبود و اندر پوشيده او را اندر تن سختئ رسد و اندر خواسته نيز . پس اگر آنك پوشيده داشت از تن بر كرد تا مرده در پوشيد بميرد و زود بدان مرده رسد . اگر بيند كى مرده را همىبرد بر جنازه به آلت مردگان خواستهء حرام بياود . پس اگر آنك مرده‌اى را بر وى نهاده ديد جنازه بود به پادشاهى پيوسته گردد و روزى نيك بياود . پس اگر مرده‌اى را بيند كى دست اندر گردن او آورد يا اندر تن او آويخت او را زندگانى دراز گردد . پس اگر مرده را دست ببرد « 2 » و نه با وى سخن گفت و مرورا چنان ديد كى روى به دو داشت و روى تازه بود آن نيكى بود كى آن زنده با وى كرده بود به صدقه يا دعاى يا چيزى كى بدين ماند . پس اگر مرده را سخن ناخوب گفته بود يا در وصيّت او خيانت كرده بايد كى از خدا بترسد و عذر آن بخواهد .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( 2 ) - كذا در اصل
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 368 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول