اگر زنى بيند كى ريش دارد همچون مردان او هرگز پسر نزايد ، و اگر ريش « 1 » سپيد بيند مهتر خاندان گردد .
اگر بيند كى موى سرش ببريدند [
a
170 ] يا بستردند يا به ناخنگيرا بگرفتند شوى مرورا طلاق بدهد يا از وى جدا گردد به مرگ . پس اگر او را شوى نبود مصيبتى رسدش اندر خاندان .
پس اگر زنى بيند كى سر برهنه بودى رازهاى او آشكارا شود . اگر شوهرش بيند برين گونه او را زينت بود .
اگر زنى بيند كى دست و پاى به حنى كرد و ازان حدّ برگذشت كى جاى رنگ بود او را نيك بود . از بهر آنك زنان را زينت و رنگ و سرخى نيك بود درين جهان .
پسر سيرين گفت زن خيرست و كنيزك همچنين ، و بوسه و جماع و بازى كردن با ايشان نيك بود و فراخى روزى .
اگر كسى بيند كى اندر فرج زنى شد او بميرد .
باب رؤية المخنّث اندر ديدن مخنثى
كرمانى گفت اگر بيند كى او مخنّث است و جامهء زنان پوشيده دارد او را سايه كم گردد و بيمى و هولى رسدش - پس رها شود . و بود كى ازان بهرى با وى بماند و ازان بلا هميشه مىنالد ، يا از وى حكايت زيادت ازان كنند كى به وى رسيده بود از بلا .
و اين همه آن وقت بود كى جامهء زنان نيز بيند .
پس اگر بيند كى ازان حال به حال ديگر گشت و ازان جامه و زينت مخنّثان بيرون آمد او از همه غمى و اندهى بيرون آيد .
هامش
( 1 ) - اصل : زنش ( ؟ )