مىزدندش او را فرو گرفته بودند يا بر چيزى بسته و از پس زدن از وى خون همىآمد هيچ نيكى اندرين نبود ، كسى او را به زبان يا به دست ناچار برنجاند و لكن بدان مزد ياود .
اگر بيند كى او را به تازيانه مىزدند بىآنك كس او را بهدست گرفته بود يا فرو بسته خواستهاى و نيكى ياود چنانك وى پيدا آيد .
پس اگر از وى خون همىآمدى و به اندامش فرو مىشدى آن خواستهاى حرام بود [
b
169 ] و همچنان زدن چوب ، چه تازيانه كى نشان او بماند سخنى بود كى اندرو گفته آيد .
پسر سيرين گفت اگر پادشاه را بيند كى او را همىزد نيكى بود كى ازان پادشاه به دو رسد يا از كسى كى بالاى او بود ، و گفت زدن سخن بود و بود كى پند باشد .
پس اگر خويشتن را زده بيند و نداند كچون زدندش نيكى بود و يافتن خواسته و تن جامهء فاخر . و بهترين زدنى اندر تأويل آن است كى برين گونه بود ، مگر كى اندر چيزى بسته بود يا پيچيده . چى آن به سخن گردد و اندر وى كار كند از بهر آنك اندر چيزى بسته رسيدن حيلت باشد و اين بد گيرد ، خاصّه كسى را كى غمگين بود يا از كسى ترسد .
و اگر ازان علامتها هيچ نبود و زننده را بيند نيكوى بود كى ازان زننده بياود .
اگر بيند كى كسى او را چيزى بر سر زد يا او بر سر كسى زد نكوهشى بود و سرزنش بر مضروب .
اگر كسى بيند كى او را زدند چنانك زدن اندرو نشان كرد پندى باشد كى او را دهند و بپذيرد و ازان منفعت ياود . پس اگر اندرو نشان نكند مرورا ازان پند هيچ منفعت نبود ، و زدن بر در پادشاه هيچكس [ را ] نيك نباشد .
باب رؤية المرأة اندر ديدن زن
كرمانى گفت اگر زن جوان به خواب بيند كى پير گشته بودى او را صلاح بود اندر دين .