اگر بيند كى مرگ بر زندهاى چيره شد . . . . . . . « 1 »
اگر مردهاى زندهاى را خبر مىدهد كى به نزديك من خواهى آمدن بود كى راست شود و بود كى مختلف گردد . روزى ماهى ، و ماهى سالى ، و آخر هم به دو رسد .
كرمانى گفت اگر بيند كى با مردهاى كى او را شناخت جماع همىكرد او بر كام خويش چيره گردد و بر چيزى كى اوميد نداشت . اگر آن مرده مرد بود راحتى از زنده به دو رسد از صدقه يا از دعا . اگر مرده مجهول بود و نشناسدش بر دشمن چيرگى ياود .
اگر با محرمى ازان خويش از مردگان جماع كرد نيكى از كننده به دو رسد يا به فرزندى ازان آن مرده .
پس اگر فاعل مرده بود [
a
172 ] نيكى به زنده رسد از علمى يا چيزى كى دست باز داشته بود .
كرمانى گفت اگر مرده را بيند كى خفته باشد علامت آسايش او بود و نيكو شدن حالش اند [ ر ] ان جهان .
اگر بيند كى مردهء معروف بركند او راه آن مرد بجويد اندرين جهان ، اگر از علم بود امّا از خواسته .
اگر بيند كى بر سر گور شكافته رسيد و او را ديد زنده آنك وى جويد حكمت بود و خواستهء حلال . اگر مرده ياود آن كارى بود كى نيكى و بديش نتوان دانست .
پسر سيرين گفت اگر بيند كى مردگان از گور برآيند مردمان دون و سفله به امام خويش بيرون آيند چنانك ايشان را نام نماند .
اگر مردهاى را خرم و خندان بيند او را نزديك خداى تعالى درجهء بلند باشد .
اگر بيند كى مرده دست نماز مىشست بيرون آمدن او بود از گناه و رهايى « 2 » يافتن از رنجى كى اندروست ، و بود كى فامى كى بر وى دارد توخته گردد .
كرمانى گفت اگر مردهاى را بيند كى با كسى ديگر همىگفت جامهء من بپوش برو فامى باشد و خواهد كى ازان بيرون آيد .
هامش
( 1 ) - مندرج در حاشيه و دو كلمه به علت سائيدگى لب كاغذ محو شده است
( 2 ) - اصل : رهاء