پس آنك خويشتن را بر سر منبر بيند و نه سزاوار كار بود تأويل آن برادر او را بود ، يا كسى را به درجهء برادران او باشد ، يا كسى را از تخم او ، يا هم نامى را ازان وى .
پس اگر نه چنين باشد شهره گشتن او بود به خيرى و نيكى .
اگر آن حكمت كى گويد و يا آن خطبه كى مىكند تمام كند و نماز بگزارد او بر راه دين [
a
169 ] و مسلمانى است . اگر نماز و خطبه تمام نشد او را آن كار تمام نگردد .
اگر بر كسى برفتن ( ؟ ) او از وعظ و حكمت خالى باشد ميان مردم رسوا گردد به كار زشت .
اگر اين خواب پادشاهى بيند و خطبهء او ناتمام بماند زوال پادشاهى او باشد .
اگر پادشاهى يا مهترى را بيند كى از منبر بيفتاد يا منبر شكسته شد يا از منبرش به زير آورند ازان پادشاهى كى دارد جدا گردد .
پسر سيرين گفت اگر زنى بيند كى بر منبر بودى شهرهء رسوا گردد در ميان مردم ، يا كارى ياود كى اندر آن بدى و آشوب بود .
اگر بيند كى خطبه مىكرد يا سخن نيكو همىگفت آسانتر بود ، اگرچه هم نيك بود .
اگر از سخنش از حكمت و طاعت دور باشد فضيحت شود به كار سخت زشت ، از بهر آنك زن را بر منبر شد [ ن ] سخت محال و نالايق باشد .
اگر زن نامسلمان آن خواب بيند مسلمانى گردد ، و لكن زود از سر مسلمانى به آخرت نقل كند .
باب رؤية المقرعة اندر ديدن مقرعه
اگر بيند كى او را به مقرعه بزدند چنانك اثر تازيانه برو بماند و آن وقت كى