تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 362

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٦٢
امّا عمود ترازو و زبانهء آن [
a
168 ] قاضى سخت عادل بود ، به تن خويش به كار راندن و درست گردانيدن آنچ در دست وى بود و هرچ به دو تعلّق دارد . كرمانى گفت وزن كردن [ چيز ] ها داد كردن است اندر حكم ميان خصمان . پس هركه كى كفهء ترازو و آنچ درو بيند راست راست بود چنانك ياد كرده آمد و زبانهء ترازو بيند راست ايستاده قاضى بود كى داورى ميان خصمان راست كرده بود ، و اگر به خلاف اين بيند جور كرده باشد . ديگرى گفت سنگ ترازو سخن بود . اگر كسى اندر خواب قاضئ را بيند معروف كى اندر حكم جور همىكرد مردم آن جايگاه را ترازو سنگ راست نبود و حقّ مردم راست نمىدهند . در همه [ جا ] تأويل و تعبير قاضى ترازو باشد و ترازو قاضى . اگر ترازو شكسته و ناراست بود قاضى ناتمام اندران زمين .

باب المسجد و بناه اندر ديدن مسجد و بنا كردن آن

كرمانى گفت اگر بيند كى مسجدى را بنياد كرد تا خداى تعالى درو پرستند مردمى را به خويشتن كشد و كارش بالا گيرد و نام‌بردار گردد و مهتر آن شود . ديگرى گفت ممكن گردد به خويشاوندى پيوندد . اگر بيند كى مسجدى خراب شد جمع آن مسجد پراگنده شود . اگر بيند كى مسجدى را گورستان كرد . . . . . « 1 » بود اندر دين مردم آن مسجد . پس اگر بيند كى گورستان را به مسجد كردند آن مردم توبه كنند . اگر بيند كى مسجدى خراب آبادان شد مردم آن مسجد نيك گردند . اگر بيند كى مسجد آبادان بيران شد مردم او [
b
168 ] سخت بد گردند .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 362 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول