تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 361

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٦١
اگر بيند كى اندر آتش خانه بود و آتش را . . . « 1 » همىبرد چنانك گبركان برند وى ملكى را حرمت كند و او را ازان شغل نيكى بسيار رسد . اگر بيند كى گبرى را نماز برد تبع مردى بىدين شود و او را توبه بايد كرد . اگر بيند كى آتش پرستيد پادشاهى ياود يا كارزار سهمگن كند ، از بهر آنك آتش كارزار و پادشاه بود . اگر آتش افروزد از انگشت يمكن كى آن خواسته كى او طالب آن است خواستهء بنيمان « 2 » است . گفت كى اگر گبرى بيند كى مسلمان گشته بودى مسلمان شود . اگر جهودى يا ترسائى يا گبرى بيند كى كشتهاى « 3 » ايشان بيران گشته بودى ايشان همه مسلمان گردند . اگر يكى ازيشان خويشتن را در مسجد مسلمانان بيند مسلمان شود .

باب رؤية الميزان اندر ديدن ترازو

اگر كسى ترازوى آهنين درست اندر خواب بيند تفسير آن قاضى آن بقعه بود . عادلى و علم و ورع و تقوى او از محكمى و درستى و راستى آن قياس بايد گرفت . كفهء ترازو قاضى است ، و درم اندر وى جنگ مردمان ، و سنگ ترازو داد و عدل و سخن قاضى . پس چون ترازو راست بيند و . . . . « 1 » هردو كفه بيند راستار است آن قاضى سخت عادل بود . و همچنانك ترازو قاضى است قفيز و پيمانه و آنچ بدين ماند قاضى باشد ، و لكن نه چون ترازو بود .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است ( 2 ) - در اصل نقطه ندارد ( 3 ) - اصل : كستهاى
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 361 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول