مگر آنك اندر جامه به شب خفتن بيند ، يا ازان جامهاى كى پوشيدنش بر مردان عيب نبود . پس آنگه سرخى جامه خرمى بود .
پسر سيرين گفت جامهء سرخ كارزار و گشتن بود .
دانيال گفت جامهاى سرخ بغى بود اندر دين خداوندش .
پسر سيرين گفت جامهء سرخ زنان جوان را نيك بود ، امّا پيران را بد بود .
كرمانى و پسر سيرين گفتند جامهء زرد بيمارى بود ، مگر كى خز باشد . سرخى و سبزى و ديگر رنگها اندر جامهء خز هيچ زيان ندارد .
دانيال گفت زردى جامه بيمارى و درد بود .
پسر سيرين گفت جامهء زرد زنان را نيك بود ، خاصّه كى برنا باشد .
كرمانى گفت جامهء سبز دين بود ، از بهر آنك جامهء بهشتيان است . اگر بر زندگان بيند و اگر بر مردگان هردو نيك بود اين جهان را .
كرمانى گفت جامهء سياه آن كس را كى بر وى پوشيدنش [
a
162 ] عيب نبود نيك باشد .
پسر سيرين گفت جامهء سياه خواسته و عزّ بود كى از پادشاهى بياود . اگر كسى بيند كى اهل آن نبود نه نيك بود .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى جامهء رنگين پوشيده داشت او از ملكى سخنى بشنود ناخوش يا از كسى ديگر .
اگر كسى بيند كى جامهء نو پوشيده داشت او را از غم فرج آيد و نيكى بيابد .
اگر بيند كه جامهء چنين كى ياد كرديم از وى بركندند يا بستدند پادشاهى و شغلى كى در دست دارد از وى بشود .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى پيراهن سپيد پوشيده بودى و رداى بر سر داشتى اندر دين صلاح ياود .