باب رؤية اللّفافه اندر ديدن پافتاوه
اگر بيند كى پافتاوه بر پاى پيچيده است او سفرى كند .
باب رؤية اللّجام اندر ديدن لگام
گفت لگام زنى بود .
اگر زنى بيند كى او را لگامى دادند يا كمانى يا شمشيرى يا تيرى يا كاردى يا خنجرى يا حربهاى يا ناخنگيرى يا ارهاى او پسرى بزايد .
اگر شوهر ندارد شوى كند . اگر شوى دارد و او را دخترى باشد دختر را به شوهر دهد .
اگر عزبى بيند زن كند ، و اگر زن دارد پسرى آيدش .
گفت همه سلاحها نگاه دارنده بود از دشمنان .
لگام گسسته پادشاه را نيك ، ديگران را بد .
باب رؤية اللّؤلؤ اندر ديدن مرواريد
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى مرواريد و گوهر يافت پادشاهى ياود .
اگر زنى بيند كى مرورا شوهر نبود به زنى مرد نيك شود .
دانيال گفت مرواريد پسر بود و مرجان خواسته .