باب رؤية اللّحم اندر ديدن گوشت
اگر بيند كى گوشت مردم همىخورد پخته يا بريان كرده او خواستهء بسيار بياود ، اگر خام خورد غيبت مردم كند .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى گوشت كسى ديگر [ خورد ] و جايگاه آن گوشت كى همىخورد پديد بود او خواستهء خويش يا آن كس بخورد . پس اگر بر وى هيچ جائ پديد نبود كسى را از خاندان خويش نام برد به بدى با « 1 » كسى بيگانه .
اگر ازان [
b
160 ] جاى كى همىخورد خون همىآمد هم تأويل غيبت باشد و خداوند خواب [ را ] مزد رسد .
پسر سيرين گفت اگر كسى گوشت پخته يا بريان همىخورد بيمار گردد .
اگر بيند كى پيشش نهاده بودى به دو كارى رسد كى او را ناخوش آيد .
اگر بيند كى نان و گوشت بر وى نهاده بودى و همىبريدندى و پيش وى همى نهادندى خواستهء او گم گردد .
اگر بيند كى گوشت فربه يافت از دوستى خواستهاى ياود .
باب رؤية اللّبن اندر ديدن خشت
دانيال گفت خشت خواستهاى است گردآورده و هر خشتى را به هزار درم نهادهاند .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى خشت همىزد غم بود ، تا « 2 » آنگه كى خشت « 3 » شود .
پس چون خشت « 3 » شد خواستهاى بود گردآورده .
هامش
( 1 ) - كذا ( شايد : يا )
( 2 ) - بدون نقطه
( 3 ) - كذا در اصل ( شايد : خشك )