باب رؤية اللّباس اندر ديدن جامه
پنبه و قز اگر در زمستان بيند درويشى از وى برود ، و در تابستان هم نيك بود .
پوشيدن جامه بر حدّ خداوند جامه و قدر و منزلتش [ بود ] .
كرمانى گفت پنبه خواستهاى بود كمتر از پشم و كمتر از روى روباه .
ردى « 1 » دين بود ، دواج و بستر زن بود .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى گوشت گوسفند پوشيده داشت او را اندر خواسته قوّتى و خرمى بود .
اگر بيند كى از پوست ددان چون سمور و فنك و سنجاب چيزى پوشيده داشت قوّت بود اندرخواسته .
پشم و موى بهترين چيزهاست .
باب رؤية اللّقوه اندر ديدن لقوه
اگر كسى بيند كى او را گويند كى ترا لقوه است و جواب دهد كى مرا لقوه نيست [
a
166 ] و خصم گويد بلى هست تأويل آن است كى خبر مىدهد كى خوار گردى در ميان مردم و چنان بود .
هامش
( 1 ) - ( - ردا )