تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 346

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٤٦
شير گرگ همچون شير سگ و شير خرس بود . و نيز گويند كى غرامتى بود و زيان . شير پلنگ پيدا شدن دشمن بود . شير گربه و روباه بيمارى اندك بود و جنگ و بيمار . و شير خوك طبع گشتن مرد بود و بىعقل شدن . و شير مردم كى از پستان خورد بند و زندان بود آن را كى همىخورد و آن را كى همىدهد . اگر يكى از ايشان مجهول بود خورنده و دهنده غم سخت و قوى ياود .

باب رؤية اللّوز و شجرته اندر ديدن بادام و درختش

پسر سيرين گفت درخت بادام مردى بود نيك كى ازو نبايد ترسيدن . پس اگر بيند كى ازو بادام همىخورد تر يا خشك نيك بود خاصّه در موسم آن ، و تر از خشك بهتر . پس اگر بيند كى او را [
b
161 ] بادام دادند و او اندر دامن يا آستين يا چيزى ديگر همىبرد آن سخنى بود نيكو و ستايش بود كى روزى فراخ بود .

باب رؤية الوان الاثواب اندر ديدن لونهاى جامه

جامهء سپيد و نيكو جمال خداوندش بود اندر دين يا اندرين جهان . دانيال گفت جامهء سپيد اندر تابستان نيكو بود . پسر سيرين و سعيد مسيّب گفتند جامهء سپيد زنان را و مردان را هردو نيك بود . گفت اگر كسى بيند كى جامهء او بشستند يا خود بشست بيرون آمدن بود از غم و نيكو شدن حال او . كرمانى گفت جامهء سرخ كرده زنان را در حال اين جهان و مردان را نه نيك بود ،