اگر بيند كى مرواريد مىفروخت او علم بسيار ياود و اندر مردم پراگنده كند .
اگر بيند كى چند مرواريد يا گوهر اندر خانهء وى نهاده است خواستهء بسيار و علم بسيار بياود .
اگر بيند كى مرواريد اندر رودى يا اندر جايگاهى همىافگند نيكى كند با كسى كى جايگاه آن نداند .
گفتار پسر سيرين و سعيد مسيّب و كرمانى آنست [
a
163 ] كى مرواريد به ريسمان باز بسته سخن نيك بود و علم و كلام خداى عزّ و جلّ ، و بىريسمان علم پراگنده .
اگر ناسفته بود دختر باشد . اگر چندان باشد كى از شمار بگذشته بود خواستهاى بود بسيار .
اگر بيند كى از دندان وى مرواريد بيرون مىآمد از دهان او سخنها [ ى ] پسنديده يا قرآن بيرون آيد .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى مرواريد همىخورد و همىفروبرد علم فراموش كند يا كلام بارى را جلّ و عزّ ، و يا علمى داند و پنهان كند .
اگر مرواريد جايگاهى بيند كى نه جاى او بود بر سر راهى يا جايگاهى كى بدين ماند خوارى كردن بود بر علم .
اگر بيند كى به جاى هيزم مرواريد همىسوخت مردى را به كارى فرو آرد كى او را حلال نبود .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى مرواريد همىخوردى قرآن فراموش كند ، چى مرواريد در تأويل قرآن است .
ديگرى گفت اگر كسى بيند كى مرواريد مىخورد علم بسيار آموزد .
باب رؤية اللّصّ اندر ديدن دزد
گفت دزد آن بود كى بر كسى حيلت سازد يا كسى را بكشد .