اگر غلام بيند و فام دارد فام بگزارد و آزاد گردد و خواسته ياود .
ديگرى گفت رفتن ريش رفتن خواسته بود .
پس اگر زنى بيند كى مرورا ريش بود مرورا پسر نيايد ، و اگر آيد مهتر خاندان گردد .
باب رؤية اللّسان [
a
160 ] اندر ديدن زبان
زبان ترجمان دل است و لبها ياد كنندهء ترجمان ، و لب زيرين فاضلتر و شريفتر از لب بالاين ، و لكن اندر زبان تفسير ديگر است .
اگر كسى بيند كى او را زبان بريده بودى يا خود كوتاه بودى و ميان او و ديگرى جنگى نبود اندرين سخنى نباشد . پس اگر او را با كسى جنگى باشد بىهيچ حجّتى كى خصم او را بود خيره ماند .
پس اگر اندر زبان فزونى بيند با فراخى و بسيار گفتن قوّت او در حجّت زيادت باشد ، و چيره گردد بر آن كس كى با او جنگ دارد .
پس اگر درازى زبان نه اندر جنگ بود او بد زبان گردد .
اگر زنى بيند كى او را زبان ببريدند نيك بود ، و شايد كى سخت پارسا شود و كم سخن .
پسر سيرين گفت اگر بيند كى زبان او بيفتاد او علم فراموش كند .
باب رؤية اللّعب اندر ديدن بازى كردن
بازى كردن گريستن بود به آواز بلند .