باب رؤية الكحل اندر ديدن سرمه كردن
اگر بيند كى سرمه اندر چشم همىكرد و چنان مىدانست كى منفعت باشد او را نيكى رسد .
اگر جهت رتبت كند اندر دين او كار او نيك شود .
اگر بيند كى او را سرمه دادندى خواستهاى بيابد .
سرمه فروش كسى بود كه دين مردم نيكو كند و مردم به دو راه راست ياوند .
باب رؤية الكبد اندر ديدن جگر
اگر كسى بيند كى جگر مردم همىخورد يا جگر مردم يافته است آن مرد خواستهاى ياود كى مردى نهاده بود و ، بخورد « 1 » .
اگر بيند كى جگر بسيار مىخورد خام يا پخته يا بريان كرده گنجها بر وى گشاده گردد . [
b
157 ]
باب رؤية الكسح البيت اندر ديدن رفتن خانه
رفتن خانه نيك نبود و خواستهاى باشد كى از وى بشود .
اگر بيند كى خانهء كسى همىروبد « 2 » از خواستهء آن كس بياود .
هامش
( 1 ) - اصل : بخورد ( بىنقطهء اول )
( 2 ) - اصل : رويد