تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 334

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٣٤
پس اگر بيند كى ستاره همىخورد او مردم را نام برد به زشتى . اگر بيند كى ايشان را فرو همىبرد بىخاييدن مردمان مهتر و شريف با او صحبت كنند . پسر سيرين گفت اگر بيند كى ستاره‌اى بر زمين افتاد مردن خليفه بود . اگر بيند كى جوزا از جايگاه خويش بگشت و بر زمين افتاد مردم را اندران سال نوميدى باشد . پس اگر عطارد را برين گونه بيند مردن قاضى بود . پس اگر كيوان بيند اندران سال نيكى بسيار گردد . پس اگر بهرام را بيند مردم را بيمارى رسد اندران سال . پسر سيرين گفت اگر مردى دو ستاره بيند بزرگ كى گيسوى يكديگر گرفتند آن كارزار بود ميان دو بزرگ . و بدان كى آفتاب را فضل است بر ماه و ماه را بر ديگر ستارگان . كرمانى گفت اگر بيند كه ستاره‌اى برآمد و ناپديد شد [
a
157 ] آن كارى بود كى تمام نگردد . پسر سيرين گفت ستارگان بزرگ مهتران . . . . . « 1 » باشند . گفت اگر كسى بيند كى آفتاب از حال خويش بگشت برگشتن حال ملك بود . پس اگر بيند كى عطارد از حال خويش بگشت حال دبير ملك بود . هرچ اندرو بينى از نيك و بد اين ستارگان ايشان بوند كى ياد كرديم : برگشتن مشترى برگشتن حال خزينه‌دار ، برگشتن حمل برگشتن حال چهارپايان ملك ، برگشتن ثور برگشتن گاوان ملك ، برگشتن جوزا بيمار شدن مردان و زنان ، برگشتن سرطان فتادن آتش در بازار شهر ، برگشتن اسد برگشتن حال پادشاه ، برگشتن سنبله تباه شدن كشتها و غلّها و پديد آمدن قحط .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است