تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 338

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٣٨
مرورا كار سخت افتد برآن حدّ كى جامهء او دريده شد . سگ ماده كى مرد را بگيرد يا جامه‌اى به درد اندر تأويل زنى بود دراز زبان سليطه . گفت اگر كسى بيند كى گوشت سگ همىخورد او بر دشمن چيره شود و از خواستهء او بياود يا جادوى اندر وى كار كند . اگر بيند كى سگ پوست او بدريد يا جامه آن جنگى بود سخت و كارزار . اگر سگ شكارى بود آن دشمنى بود عالم . اگر سگ كردى بود يا ازان تركى آن دشمن بيگانه باشد . اگر بيند كى سگ چيزى ازو باز داشت كى او ازان همىترسيد و از سگ ايمن گشت [
b
158 ] و از بدى آن چيز آن سگ نه دشمن بود بل كى دوست بود و پشت او .

باب رؤية الكركىّ اندر ديدن كلنگ

كلنگ كسى بود بخشودنى غريب . اگر كسى بيند كى كلنگى بيافت با كسى خشنودى نيكوى كند . اگر بيند كى از پر او يا گوشت او بيافت او مردى بيابد اندر كسى چنين كى ياد كرديم . پس اگر بيند كى چند كلنگ داشت و ايشان را مىچرانيد او بر مردمان مسكين دست ياود و مهترى . اگر بيند كى بر كلنگى نشسته بودى ، يا خود كلنگى شدى ، يا اسپ وى كلنگ بودى او بر حالى بخشوده گردد . و همچنين هر كارى كى با وى كنى از نيك و بد . و بچگان او كودكان بىمادر باشند ، و خايگان او همچنين .