باب رؤية الكيس
كيسهء درم اندر همه حالى تن مردم بود .
اگر بيند كى تهى كرد يا بيفشانيد آن مرگ او بود و بريدن نامش ازين جهان ، و همچنين انبان و صرّه . [
a
158 ]
باب رؤية الكانون اندر ديدن آتشدان
آتشدان كدخداى خانه بود ، و همچنين چراغ و چراغدان و تنور و بلسك و هرچ اندرين چيزها بينى از نيكى و بدى اندر كدخداى خانه بود .
و اگر آتش اندرو بود غم آرد ، و هرچند آتش زيادتتر غم زيادتتر .
باب رؤية الكلب اندر ديدن سگ
گفت سگ دشمنى بود ضعيف ، از بهر آنك با آدم عليه السّلم دوست شد و بدى دشمنانش باز داشت ، و لكن مرورا مروّت نيست .
پس اگر كسى بيند كى سگ بر وى بانگ همىكند او از كسى سخن شنود كى آن كس را بسى نام نبود و نه مروّت ، و آن سخن را دشخوار آيد .
اگر بيند كى سگ او را بگرفت ازان كس به دو جز سخن نرسد .
اگر بيند كى سگ جامهء او بدريد او حشمت وى ببرد ، يا خواستهاى پراگنده كند ، يا